جمعه پانزدهم آذر 1387
ویژگی های زبان تورکی و مقایسه کوتاه بین تورکی و فارسی(3)
بطوریکه مشاهده میشود در فارسی به جای کلمات مستقل تقلید صداها بطور مکرر بکار میرود.
در تورکی لغات مشابه(اومونیم)یا لغاتی همانند با معانی مختلف بسیار است که در شعر و ادبیات برای جناس و ایهام بکار میرود مانند:آت بمعنی اسب و آت بمعنی بیانداز.
زبان تورکی از نظر لغات برای مفاهیم مجرد بسیار غنی است.افعال تورکی بطوری که خواهیم دید از نظر نوع،وجه و زمان بسیار متنوع میباشد.در نتیجه زبان تورکی برای بیان اندیشه بطور دقیق بسیار مناسب و رساست.
نا گفته نماند با آنکه لغت باعث غنای زبان است ولی غنای زبان بیشتر تابع تحرک و قابلیت لغت سازی،افاده و بیان مفاهیم جدید وغنای مفاهیم مجرد همچنین تنوع بیان قدرت بیان تفرعات و تفاوتهای جزئی(نوآنس)کلام است.
با در نظر گرفتن مراتب فوق، نوائی و بسیاری از شرقشناسان معتقدند که نثر زبان تورکی برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی،فلسفی،اجتماعی و ... رساتر و مناسبتر از زبانهای دیگر است.
مفاهیم و اندیشه هایی را که می توان در تورکی با یک جمله بیان نمود،جملات و شرح مفصلی را در آن زبان ایجاب می نماید.
در زبان یا همان لهجه فارسی واژه های بسیط سخت گرفتار کمبود است زیرا بیشتر آنها به مرور زمانها رها گشته و از یاد رفته است،*واژگان زبان فارسی برای مفاهیم علمی مجهز نیست*، و مترجمان ایرانی بیش از همه این درد جانکاه را احساس می کنند و از این، عذاب می برند.گاه میشود که انسان یک ساعت ،یک روز و حتی یک هفته تمام درباره بهمان تعبیر زبان خارجی می اندیشد،مغز و اعصاب خود را می فرساید و از هم می گسلد و سر انجام نیز راه به جائی نمی بردو خوانندگان هم همواره از مترجمان و ترجمه های فارسی ناخشنودی می نمایند.
افعال:افعال کار ،حرکت و حالت را بیان می کند و عنصر اصلی جمله محسوب میشوند،بطوریکه بدون فعل ،جمله نا تمام و معنی آن نا مفهوم خواهد بود.
زبانهای اورال-آلتائی عموما و زبان و زبانهای تورکی خصوصا از نظر افعال غنی هستند بعلاوه دارای انواع،وجوه و زمانهای متعدد و متنوع اند بطوریکه ممکن است مفاهیم و مطالبی را
جمعه پانزدهم آذر 1387
ویژگی های زبان تورکی و مقایسه کوتاه بین تورکی و فارسی(2)
هزاران کلمه در تورکیموجود است که معادل آنها در زبان فارسی موجود نیست.
در زبان تورکی کلماتی با اختلاف جزئی(نوآنس)در معانی موجود است که در فارسی نیست.مثلابرای انواع دردها کلمات:
آغری/ آجی/ سیزی/ یانقی/ زوققو/ سانجی/ گؤینه مک/ گیزیلده مک اینجمک، بکار می رود که هر کدام درد بخصوص را بیان می کنند.
آغری معادل درد فارسی است(درد عضوی).
سانجی به درد کولیک احشاء تو خالی گفته میشود مانند قولنج روده،
آجی به درد پرووکه گفته میشود مانند درد در موقع کشیدن دندان.
سیزی به درد خفیف سوزش دار گفته میشود.
یانغی معادل سوزش میباشد.
زوققو درد همراه ضربان است مانند درد آبسه ودرد عقربک انگشتان و امثال آنها.
گؤینه مک شبیه سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود.
اینجیمک دردر موقع پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد.
گیزیلده مک درد شبیه گزگز کردن دردناک می باشد.
در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد و یا سوزش بکار می رود.
در تورکی به گریه کردن آغلاماق گفته میشود.ولی این کلمه مترادفهای زیادی دارد که هر کدام حالات مختلف گریه را بیان می کند.مثلا:
آغلامیسماق یعنی بغض کردن و به حالت گریه افتادن بدون اشک ریختن.
بؤزمک به معنی حالت گریه گرفتن کودک.
دولوخسونماق به معنی حالت گریه به خود گرفتن و متأثر شدن بزرگسال و پر شدن چشم از اشک میباشد.
آغلاشماق به معنی گریه دسته جمعی و تعزیه بکار میرود.
هؤنکورمک با صدای بلند گریه کردن و هؤککولده مک گریه با هق هق میباشد.
بوزلاماق با صدای بلند گریه کردن و از سرما لرزیدن میباشد.
ایچین چالماق به معنی از فرط گریه کردن گریه بدون اشک و یا هق هق نمودن است .
کؤیرلمک به معنی حالت گریه دست دادن است.
در تورکی جغتائی اینگره مک و سینگره مک به معنی یواش یواش بطور مخفی گریه کردن و سیقتاماق به معنی زیاد گریه کردن و اؤکورمک به معنی با صدای بلند گریه کردن میباشد.همچنین ییغلاماق به معنی گریه کردن و اینجگیرمک به معنی با صدای نازک گریه کردن است.
در تورکی اوُسانماق به بیزار شدن و به تنگ آمدن می گویند.بیقماق،بئزیکمک،بئزمک و چییریمک هم با اختلاف جزئی همان معنی را میدهد مثلا:چییریمک بیشتر بمعنی زده شدن میباشد.
ترپشمک به معنی تکان خوردن
و ترپتمک به معنی تکان دادن است
ولی چالخالاماق به معنی تکان دادن به منظور سوا کردن(مثلا سوا کردن کره از ماست)،
قاتیشدیرماق به معنی مخلوط کردن
و قاریشدیرماق به معنی به هم زدن با قاشق و غیره .. میباشد.
ییرقالاماق به معنی تکان دادن و جنباندن
و سیلکه له مک به معنی تکان دادن درخت و یا لباس و فرش و امثال آن میبا شد.
در فارسی برای هیچکدام از این تعبیرات لغات مستقل به خصوصی وجود ندارد.
ایمرنمک،قیمسانماق که با اختلاف جزئی به معنی آرزو کردن و هوس کردن و نیسگیل به معنی آرزوی براورده نشده و حسرت میباشد،هیچکدام معادل مستقلی ندارند.
برای دعوا کردن کلمات متعددی بکار می رود که هر کدام شکل و حالت ویژه ای را از دعوا بیان می کنند مانند:
دؤیوشمک:همدیگر را کتک زدن
ووُروشماق:همدیگر را زدن
ساواشماق:با یکدیگر دعوا و جنگ کردن و گلاویز شدن
دیدیشمک:دعوا همراه چنگ زدن همدیگر
چارپیشماق:دعوا و برخورد به یکدیگر،تصادم
دالاشماق:با هم دعوای لفظی کردن
دارتیشماق:با هم مشاجره کردن
چاخناشماق:با هم سر شاخ شدن
تؤتوشماق:دعوا با گرقتن همدیگر
بؤغوشماق:دعوا همراه یقه ی همدیگر را گرفتن و خفه کردن
تیپشمک و تیپکلشمک:دعوا همراه لگد انداختن به هم
خیرتدکلشمک یا فیرتیلاقلاشماق:دعوا همراه گلوی همدیگر را گرفتن
سؤیوشمک:همدیگر را دشنام دادن
دیرشمک:دعوا کردن،رو در روی هم ایستادن
بؤغازلاشماق:گلوی همدیگر را گرفتن،رو در روی هم قرار گرفتن،دعوا کردن
چیرپیشماق:زدوخورد
دُروشماق:مناقشه،مجادله،رو در رو شدن
سؤپورلشمک:گلاویز شدن،در هم آویختن
همچنین برای اینکه بگوئید فلانی از در وارد شد ، بسته به شخصیت فلانی و نحوه ی ورود و مناسب گوینده با وی کلمات زیر بکار میرود:
قاپی دان گلدی(از در آمد،بطور متعارف)
قاپی دان ایچری بویوردولار(از در تشریف فرما شدند)
قاپیدان گیردی(از در وارد شد،بطور خودمانی)
قاپی دان گئچدی(از در گذشت)
قاپی دان سؤخولدو(از در خودش را چپاند)
قاپی دان تپیلدی(از در خودش را به زور تو کرد)
قاپی دان دوروتولدو(از در یواشکی تو آمد)
قاپی دان سؤروشدو(از در سر خود آمد تو،بمعنی مجازی)
در تورکی به مرغابی «اؤردک» گفته میشود ولی برای انواع آنها اسامی مختلف بکار میرود.مثلا به اردک ماده«بورچین» و به اردک نر«سونا» و همچنین «یاشیل باش» گفته میشود
در تورکی برای اسب و اغلب حیوانات اهلی در هر سنی نام مخصوص وجود دارد.مثلا«قولون»برای اسب نوزاد،«دای» به اسب دوساله و «یولان»به اسب پنج ساله گفته میشود
برای صداهای حیوانات مختلف و عناصر طبیعت لغات ویژه ای بکار میروند مانند:
سو شیریلتیسی:صدای شرشر آب
یارپاق خیشیلتیسی:صدای خش خش برگ
اوت پیچیلدیسی:صدای افتادت باد در سبزه
گؤی گورولتوسو:صدای غرش آسمان
قافلان نریلتیسی:صدای غرش پلنگ
قوش جیویلتیسی:صدای جیک جیک مرغ
اینکلرین بؤیورمه سی:صدای گاوها
شلاله نین چاغلاماسی:صدای ریزش آبشار
همچنین در برابر کلمه«کندن»فارسی شش کلمه تورکی موجود است که هر کدام در محل و مورد خاصی بکار می رود:
قازماق: بمعنی کندن زمین و امثال آن
یولماق:بمعنی کندن مو و کندن از ریشه
سویماق:بمعنی کندن پوست و رازهزنی
اویماق:بمعنی کندن چوب و امثال آن برای منبت کاری و در آوردن چشم بکار میرود.
قوپارماق: برای کندن جزئی از چیزی
قیرتماق:برای کندن و برداشتن جزئی از چیزی و نشگون گرفتن است.
جمعه پانزدهم آذر 1387
ویژگی های زبان تورکی و مقایسه کوتاه بین تورکی و فارسی(1)
ویژگی های زبان تورکی و مقایسه کوتاه بین تورکی و فارسی
متأسفانه در دوران پهلوی،به پیروی ازافکار ملی گرایانه افراطی و شوونیستی بیش از نیم قرن در این باب سیاست جبر و تحمیلاعمال شد و از چاپ و انتشار هر گونه کتاب تورکی جلوگیری به عمل آمد و زبان فارسی همبصورت زبان انحصاری دولتی و تحمیلی در آمد!در نتیجه این سو ء تدبیر و انحصار طلبی وسیاست زور گویی،زبانهای غیر فارسی مردم ایران،بویژه تورکی رسما ممنوع شد.البتهاینگونه رویه و اعمال غیر انسانی و ضد مردمی بدون واکنش نماند و در مردمی کهزبانشان ممنوع اعلام شده بود عکس العمل هایی نا مطبوع و گاهی کینه و نفرت برانگیختو خواه و نا خواه از شیرینی لهجه فارسی هم در مذاق آنها کاستهشد!؟
بعد از سقوط رژیم پهلوی و رفع ممنوعیتدولتی در مدت کوتاهی کتاب و مجله و روزنامه به زبان تورکی چاپ و منتشر شد ودیوانهای شعرای تورکی گو قدیم و جدید تجدید چاپ گردید و زبان تورکی مجددا ولو بطورنسبی فرصت و میدان هنرنمایی یافت.
در حال حاضر 25 لهجه یا زبان تورکی درمناطق مختلف شوروی سابق،ترکستان شرقی(چین)،ترکیه و بالکان زبان رسمی مردم است و درحدود20 لهجه یا زبان تورکی دارای کتابت و ادبیات کتبی است.
ادبیات شفاهی تورک ها بسیار غنی است ودر هر منطقه ضمن ویژگی های عمومی و قدیمی خصوصیات محلی را نیز در بردارد.ادبیاتشفاهی تورک زبانان ایران شاید غنی ترین و یا یکی از غنی ترین آنها در نوع خودمیباشد.
کتاب ده ده قورقود که داستانهای اقواماوغوز را بازگو میکند،یکی از قدیمی ترین آثار ادبیات شفاهی است و بطوریکه اغلبدانشمندان معتقدند،همچنانکه از متن کتاب هم بر می آید مهمترین وقایع تاریخی اینداستانها در آذربایجان و در قسمت شرقی آناطولی رخ داده و در آن از قهرمانی ها وویژگی های قومی و قبیله ای مردم این سرزمین سخن رفته است.
طبق آمارهای اخیر در دنیاشش هزارزبان موجود است که نیمی از آنها کمتر از ده هزار و یک چهارم آنهاکمتر از یک هزار گویشور دارند و تنها 20 زبان هستند که صدها میلیون نفر بدانها سخنمی گویند.زبان شناسان معتقدند کهیک زبان به شرطی می تواند زنده بماند که حداقل یک صد هزار نفر گویشور داشتهباشدبنابراین بیش از نیمی اززبانهای حاضر در حال نابودی هستند.
اینترنت،حکومتهای ملی در گزینش و تحکیم زبانهایملی و تضعیف دیگر زبانها نقش مهمی دارند. پیشرفت علمی و صنعتی شدن و روشهای ارتباطینوین نیز به نابودی زبانها کمک می کند.زبانی که در اینترنت نباشد زبانی است که در دنیای نویندیگر وجود ندارد،این زبان مورد استفاده قرارنمی گیرد و در تجارت هم بکار نمی رود.
در حال حاضر هر سال ده زبان از بین میرود،افق آینده نیز تیره تر به نظر میرسد.برخی چنین پیش بینی کرده اند که 50 تا 90درصد زبانهای فعلی در این قرن از بین می روند و بدین سبب حفظ آنها امری ضروری بهشمار میرود
مسئله زبان در قرن21 ام دو سئوال رامطرح میسازد.از یکسو زبانهای ملی یا پر گویشور چگونه در برابر پیشتازی زبان انگلیسیمقابله کنند؟از سوی دیگر،زبانهای فرعی یا محلی چگونه می توانند از خطر نابودی نجاتیابند و در جهت توسعه پیش بروند؟
برای حمایت از زبانهای محلی و جلوگیری از نابودی آنها در 10-12 سال اخیر مقامات بین المللی تصمیماتی اتخاذ و قطعنامه هایی صادر کرده اند . از جمله
در18 دسامبر 1992 مجمع عمومی سازمانبین الملل متحد بیانه مربوط به حقوق اشخاص متعلق به اقلیت های قومی یا ملی،مذهبی وزبانی را به تصویب رساند.این بیانیه کشورها را موظف کرد تا از موجودیت و هویتاقلیتها در داخل مرزهایشان حمایت کنند.از میان حقوق پیش بینی شده برای اشخاص متعلق بهاقلیتها عبارتند از:حقوق برخورداری از فرهنگ خاص خودشان/ حق استفاده از زبانشان/اجازه شرکت مؤثر در فعالیت های فرهنگی،مذهبی،اجتماعی،اقتصادی و زندگی عمومی و نیزدر تصمیم گیریهای مربوط به اقلیتی که به آن متعلق هستند./اجازه تاسیس و ادارهموسسات مربوط به خودشان،حق ایجاد ارتباط صلح جویانه و خالی از تبعیض با اعضای گروهخودشان یا دیگر اتباع کشورهای دیگری که با آنها پیوندهای مشترک قومی ، مذهبی وزبانی دارند.این نخستین سند قابل قبول جهانی و جامع مربوط به حقوق اشخاصوابسته به اقلیتهاست و از همین رو بر نحوه اجرا و تصویب قوانین ملی کشورها تأثیرخواهد گذاشت
شباهت و خویشاوندی زبانها از دو نظربررسی میشود
1
-منشأ زبانها
2
-ساختمان و شکل خارجیزبانها(موروفولوژی)زبان تورکیاز نظر منشأ جزو زبانهای
اورال-آلتای و یا به بیان صحیحتر،از گروهزبان های آلتائی است
زبانهای اورال-آلتای به مجموعهزبانهایی گفته میشود که مردمان متکلم به آن زبانها از منطقه بین کوه هایاورال-آلتای(در شمال ترکستان)برخاسته و هر گروه در زمانهای مختلف به نقاط مختلفمهاجرت نموده اند.این گروه زبانها شامل زبانهایفنلاند،مجارستان(اورالیک)و زبانهای تورکی،مغولی،منچو و تونقوز(زبانهایآلتائیک)میباشد.از نظر ساختمان و موروفولوژی زبانها بهسه دسته تقسیم میشوند
1
زبانهای تک هجائیویاتجریدی :مانند زبان چین جنوب شرقی آسیا.در این زبانهاکلمات صرف نمی شوند و پسوند و پیشوند نمی گیرند و تغییر نمی کنند.گرامر منحصر بهنحو و ترکیب و ترتیب کلمات است که معانی کلمات را تغییر میدهد.در این زبانها آکانیا استرس(تاکید یا وورغو)،تن صدا و انتو ناسیون یا آهنگ ادای کلمات و جمله بسیارمهم است و معنا را مشخص میکند.در زبان چین تعداد کمی از واژه ها تک هجاییهستند
2
زبانهای تحلیلی یا صرفی : دراین زبانها ریشه کلمات هم ضمن صرفتغییر می نمایدمانند:گفتن می گویم. زبانهای هند و اروپائی و از آن جمله زبان فارسی جزو این گروهمی باشند
3
زبانهای التصاقی یاپسوندی : در این زبانها کلمات جدید و صرف افعال از چسبانیدن پسوندهای
مخصوص بهریشه کلمات ایجاد میشود و این مسئله سبب پیدایش لغات جدید و غنای لغوی می گردد.دراین زبانها ریشه ثابت و در موقع صرف تغییر نمی یابد.پسوندها تابه آهنگ ریشه بوده وبه آسانی از آنها قابل تشخیص اند. زبان تورکی و گروه زبانهای اورال-آلتائی جزو ایندسته می باشند
در زبانهای هند و اروپائی از جملهفارسی پیشوندهای جر(ادات)یا حروف اضافه وجود دارد. در صورتی که در تورکی پیشوندوجود ندارد. مثلا در برابر کلمه یانترناسیونال(فرانسه)و بین الملل(عربی)،در تورکی میلّتلر آراسی و یا اولوسلار آراسیگفته میشود.یعنی به جای پیشوند ، پسوند بکار میرود،چون درتورکی کلمات از آخر تکامل و توسعه پیدا میکنند
در زبانهای هند و اروپائی عنصراصلی(مبتدا و خبر)در بتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط یه شکل حلقه هایزنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند ساختمان جمله ناقص نمی شود . ولی در تورکی ترتیب عناصر کاملا بر عکس است . یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعیتنظیم و گفته شود،عنصر اصلی، یا فعل هم در آخر قرار میگیرد.مثالدر فارسی= من به شیراز رفتمتا دوستم را ببینم که اخیرا از فرانسه آمده و در آنجا شش سال طب خوانده است.
حال همین مثال در تورکی = آلتی ایل صب اوخویاندان سونرافرانسادان یئنی قاییدان دوستومو گؤرومک اوچون شیرازاگئتدیم
جی،ال،لویس در دستور خود اجزای جملهتورکی را به ترتیب زیر می شمارد
1
فاعل
2
قید زمان
3
قید مکان
4
مفعولغیر صریح
5
مفعول صریح
6
قید و هر کلمه ای که معنی فعل را تغییردهد
7
-فعل
هر چیز معین بر غیر معین مقدم است،یعنیاگر مفعول صریح معین باشد بر مغعول غیر صریح غیر معین مقدم میشود.مثال جمله مرتبتورکی چنین است:نقاش گئچن گون موزده گلن لره تابلولارینی اوزو گؤستردییعنی نقاشروز گذشته در موزه تابلوهای خود را به تماشاچیان خودش نشانداد
بعلاوه هر عنصری از جمله که به آنبیشتر اهمیت داده شود نزدیک فعل قرار می گیرد.در صورتی که جمله با فعل ختم نشود جملهمعکوس گفته میشود که در محاوره ،شعر و سبکهای خاص به کارمیرود.هماهنگی اصوات:یکی از بارزترین ویژگی های تورکی هماهنگیاصوات است.اصوات یا آواها در زبان به عنوان عناصر بسیط تشکیل دهنده کلمات دارای نقشاساسی هستند در زبان تورکی بین اصوات مختلف ریشه وپسوند هماهنگی موجوداست
هماهنگی اصوات سبب میشود که کلماتتورکی دارای آهنگ خاص بوده و تلفظ صحیح آنها اثر مطبوعی در شنونده ایجادنماید.حروف یا صداهای رایج تورکی 32 عددند کهاز آنها 9صائت و بقیه صامت هستند.در تورکی بر خلاف فارسی و عربیصدادارها کوتاه اند و به همین علت شعرای تورکی گو در شعر عروضی به اجبار از کلماتفارسی یا عربی استفاده کرده و یا بعضی اوقات صداها را کشیده تلفظ می کنند.وزن عروضیبر خلاف وزن هجایی برای شعر تورکی مناسب نبوده و در شعر معاصر جای سابق خود را ازدست داده است.شعر تورکی قبل از پذیرفتن اسلام با وزن هجایی سروده شده وقوشوقیاقوشقینامیده میشد.بعد از آنکه بر اثر مهاجرتها تورکان به اعراب وفارسی زبانان نزدیک شدند وزن عروضی آن را از آن اقتباس و به مرور وزن کلاسیک شعرتورکی قرار دادند.با وجود این شعرای خلقی (اوزانها و عاشیقها) اشعار خود(بایاتی ،قوشما و...)را با وزن هجائی سروده اند
در بررسی مقایسه ای زبانها از چهارنقطه نظر تحقیق میشود
1
از نظر جمله بندی یانحو
2
از نظر مورفولوژی یا شکل خارجی وپسوندها
3
از نظر آوائی یافونتیک(صداها)
اینک درباره لغات و مخصوصا افعال تورکی درمقایسه با لغات و افعال فارسی توضیحاتی داده میشود.در این باب امیر علیشیر نوائی در حدود 500سالقبل در کتاب محاکمة اللغتین بحث قابل توجهی نموده و بعنوان مثالیکصد لغت تورکی را که معادل آنها در فارسی نیستمطرح نموده است ،همچنین تعدادزیادیاز افعال تورکی را که فارسینداردبرشمردهاست
نوائی می گوید معادل این کلمات که صد تای آنبعنوان نمونه ذکر شد در فارسی وجود ندارد،بنابراین اگر بخواهیم معانی این کلمات رابه فارسی زبانها بفهمانیم ناچار باید به کمک جمله هایی با کمک گرفتن از کلمات عربیمتوسل شویم
لغاتی را که نوائی در کتاب خود بعنوان مثالبکار برده کلمات تورکی جغتائی است و اغلب برای تورک زبانان ایران نا آشناست ازاینجهت در این رساله به جای آنها لغات مشابه تورکی آذربایجانی بکار برده شدهاست
در این رساله در حدود 1700 کلمه تورکی آذربایجانی درج شده که درفارسی کلمه مستقلی برای آنها بکار نمی رود. ضمنا بعنوان نمونه در حدود 350 کلمهتورکی نقل شده که عینا در فارسی بکار میرودمانند:آقا،خانم،سراغ،اوغور،قاب،قاشق،قابلمه،دولمه،بیرق،سنجاق و امثالآنها
در مقایسه دیکسیونرهای تورکی آذربایجانی تورکیترکیه مشاهده میشود لغاتی که معادلشان در فارسی موجود نیست در دو لهجه تورکی یکینبوده و در بیش از 30%لغات با هم متفاوتند.از طرفی از هر ریشه لغتی 1- 4 کلمه ذکرشده،در صورتیکه در تورکی از یک ریشه تعداد زیادی کلمات ساخته میشود و هر کدام معنیبخصوصی دارند.ضمنا باید خلطر نشان نمود که در حال حاضر 28 زبان یا لهجه مستقل تورکیوجود دارد که 20 لهجه آن دارای کتابت و ادبیات میباشند و هر کدام دارای لغات مترادفبیش از یک هزار لغت تورکی آذربایجانی می باشند.با این ترتیب معلوم میشودکههزاران کلمه در تورکیموجود است که معادل آنها در زبان فارسی موجود نیست.
