دوشنبه نوزدهم آذر 1386
بیست و یکم اذر
روز 21 آذر 1324 - 12 دسامبر 1945 مجلس ملی آذربایجان،
با حضور 75 نماينده از 101 نماينده رسما گشایش یافت. ميرزا علی شبستری، 47
ساله به رياست مجلس برگزيده شد و همين مجلس ارگانهای گوناگون دولت «ملی
آذربايجان» را تعیین کرد. كابينه هم با شركت ده نفر وزير تشكيل گرديد و
پيشهوری به عنوان «باش وزیر»(نخست وزير) انتخاب شد. اين كابينه عامدانه
و آگاهانه وزير امور خارجه و وزیر جنگ انتخاب نکرد. زیرا «دولت ملی» خود
را تابع ايران میدانست و كوششی هم به عمل نياورد كه مثلا در سازمان ملل
متحد عضو شود يا از دولتها بخواهد دولت تازه تاسیس آذربايجان را به رسميت
بشناسد.
دولت
محلی به رهبری پیشهوری، در 21 آذر 1324 از مجلس ملی رای اعتماد گرفت و
بلافاصله با سرعت و با تمام قوا اقدامات مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و
فرهنگی را در جهت سازندگی و بهبود منافع کارگران و مردم محروم آغاز کرد.
دولت
خودمختار آذربایجان، فعالیتهای فرهنگی و عمرانی گستردهای را در عرصه
تدریس به زبان مادری در مدارس ابتدایی، تاسیس دانشگاه و مراکز تربیت معلم،
اصلاحات اداری، بازسازی اقتصادی و حمایت از صنایع محلی، اصلاحات ارضی در
روستاها، تشکیل شوراهای شهری و روستایی همراه با کمیتههای نظارتی، تهیه
قانون کار، تصویب قوانین مالیاتی که در آن مالیات بر مواد غذایی حذف شده
بود، تشکیل کلاسهای سواد آموزی، ایجاد فرستنده رادیویی و مراکز
اطلاعرسانی و چاپخانه و دهها طرح و پروژه سازندگی و عمرانی را در دستور
فعالیتهای خود قرار داد. خیابانهای اصلی تبریز آسفالت شدند. خیابانها
به نام ستارخان، باقرخان و دیگر قهرمانان انقلاب مشروطیت نامگذاری شدند.
بیمارستانها و کلینیکها تاسیس گردید. خانههای سالمندان به وجود آمد.
یکی دیگر از مهمترین اقدامات دولت خودمختار، تقسیم زمین بین کشاورزان و
اصلاحات در حوزه کشاورزی بود.
دولت
محلی، همچنین برای حفظ دستاوردهای خود، ارتش محلی را با شرکت داوطلبانه
گروههای فدایی تشکیل داد. همه این اقدامات ارتجاع محلی و حکومت مرکزی را
بیش از پیش به وحشت انداخت.
حکومت
یک ساله بر آزادی زن تاکید داشت. برنامه زنان و شکستن موانع رشد زنان را
در راس اصلاحات قرار داد. تشکیلات زنان، با آموزشهای لازم، دختران جوان
را وارد عرصههای گوناگون اجتماعی کرد. با شکلگیری تشکیلات زنان(قادین
لار تشکیلاتی)، مربیان تعلیم و تربیت برای اعزام به دهات، وسایل ورود زنان
برای خدمت در نهضت سوادآموزی همگانی پایه فعالیت اجتماعی زنان را فراهم
کرد. همچنین آن عدهای از زنان به نیروهای مسلح حکومت محلی پیوستند.
فرا گیری زبان فارسی بعد از سه یا پنج سال به عنوان زبان دوم در برنامههای آموزشی گنجانده شد. عمران و آبادی و راهسازی گسترش یافت.
روزنامه
آذربایجان، در تاریخ پنجم اسفند ماه 1324، با اعلام شروع تقسیم اراضی
نوشت: «تعداد املاک خالصه اعم از انتقالی، فروخته شده، بازخریداری و سایر
انواع بالغ بر سه هزار پارچه آبادی است. املاک دشمنان حکومت ملی که
آذربایجان را ترک نمودهاند 437 پارچه میباشد که در آمار فوق منظور نشده
است. با تقسیم این املاک به نظر میرسد یک میلیون نفر از دهقانان صاحب
زمین خواهد شد. و متعاقب آن آگهی مربوط به شروع تقسیم خالصجات در شهرهای
میاندوآب، خوی، اهر و اطراف تبریز در تاریخ 7/12/24 از طرف وزارت کشاورزی
آذربایجان انتشار یافت. بنا به تصمیم حکومت ملی قرار براین بود که تقسیم
اراضی تا پایان اسفند ماه سال 1324 خاتمه یابد.
اخذ
مالیات از زمینداران و سرمایه داران و گسترش فرهنگ و هنر بومی و راه سازی
روستاها و ساختن مدارس و حمام و درمانگاه در دهات آذربایجان و تاسیس
دانشگاه و ایجاد رادیو و اهمیت دادن به توسعه و شناسائی «حقوق زنان» از
جمله اقدامات حکومت یک ساله فرقه دموکرات بود.
روزنامه
جبهه، ارگان حزب ایران، در سرمقاله هشتم مهر ماه 1325، شماره 258، نوشت:
«… نهضت آذربایجان آزادیخواه، اصلاحطلب و مترقی است. در آذربایجان املاک
را تقسیم میکند، عوارض را حذف مینماید. تمام عملیات در جهت ترقی دادن
سطح زندگی دهقانان انجام میگیرد و در آذربایجان در عرض یک سال، 500 مدرسه
میسازند. بیمارستانهای متعدد ساختند، دانشگاه تشکیل میدهند، کودکستان و
تیمارگاه آماده میکنند، یعنی در بالا بردن سطح دانش اهالی کوشش فراوان
مرعی میدارند، با تمام قوا راهها را تعمیر کرده خیابانها را اسفالت
میکنند، از ناامنی جلوگیری کرده در مقابل فساد به سختی مبارزه مینمایند.
رهبران نهضت آذربایجان از آزادیخواهان مبارز قدیمی هستند که اغلب اهل فضل
و دانشند...»
کنسول
انگلیس نیز در تبریز، مینویسد: «… فرصت یافتم با برخی از مقامات فرقه
دموکرات … به نظر میرسد آنان از قشر ماهر طبقه کارگر صنعتی هستند...
اصلاحات ارضی دوستان زیادی برای حکومت محلی ایجاد نموده، برنامههای
اشتغالزا برای بیکاران تولید اشتغال کرده، اصلاح اداری موجی کارایی
دستگاه دولتی شده و این تحولات در مجموع پشتیبانی مردمی را به همراه داشته
است.»(آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب)
پيشهوری، پس از اولين كنگره فرقه، روز دهم مهرماه 1324، در مقالهای مینویسد: «شعارهای ما محرمانه و مرموز نيست و ما با افكار و انديشههای مخالف استقلال و تماميت ايران مبارزه میكنيم. ... تشكيل انجمنهای ايالتی و ولايتی حق مشروع و قانونی ما است... پدران ما اين حق را با زور و قهر و غلبه گرفتهاند (حالا) ما میخواهيم آن را از چنگال غاصبين بيرون بياوريم...»
بيات،
استاندار اعزامی از تهران در مذاكره با سران فرقه میپرسد: «مقصود از اين
مختاريت چيست؟ انسان از اين كلمه وحشت میكند. خوب است يك چيز ديگری به
جای آن گذاشته شود. پيشه وری ضمن توضيح كلمه «مختاريت ملی» از شيوه حكومت
سويس و ايالات متحده مثال میآورد. بيات میپرسد، میخواهيد مختاريت شما
در حدود باشد؟ پيشهوری پاسخ میدهد، به هيچ وجه ما در صدد تجزيه كشور
نيستيم. میخواهيم كه در حدود سرحدات ايران و زير پرچم ايران و رعايت
قوانين عمومی عادلانه در كارهای داخلی خودمختار باشيم. پول ما همان پول
رايج ايران است، به مجلس شورای ملي نماينده خواهيم فرستاد و قستمی از
ماليات را برای مخارج عمومی مانند نگهداری قشون يا نمايندگان سياسی در
خارجه و غيره به دولت مركزی پرداخت خواهيم كرد...»(سيری در كوچههای
خاطرات، حميد ملازاده، ص 79 انتشارات ارك، تبريز 1373)
دولت
خودمختار آذربایجان، حتی مخالفین سیاسی خود را که برای نابودی دولت و
کشتار مردم اقدام کرده بودند را هر گز به اعدام محکوم نکرد. دادگاه علنی و
مجرمین از وکیل مدافع برخوردار بودند. برای مثال، حکم دادگاه درباره سرهنگ
زنگنه که دست به کشتار مردم ارومیه زده بود و سرهنگ نوربخش، چنین بود:
«... محکمه عالی صحرائی از تاریخ 28 فروردین ماه تا 12 اردیبهشت با حضور
مدعیالعموم آذربایجان در سالن دبیرستان تبریز در جریان بود، محکمه به
اتفاق آراء و به دلایل زیر جرم متهمین را مسلم میداند:
1 - حقیقت داشتن کشتار 500 نفر در داخل و خارج ارومیه از تاریخ 21 تا 27 آذر.
2
- سرهنگ زنگنه و نوربخش از مسببین این کشتار شمرده میشوند، زیرا دستور
حکومت مرکزی تهران را که ترک مقاومت بوده است اجرا ننمودهاند.
3
- اعترافات سرهنگ زنگنه و دیگر متهمین راجع به وقوع این جرم، کاملا مسلم و
مجازات او منطبق با ماده 341 دادرسی کیفری است و مجازات اعدام درباره او
اعلام میگردد.
هیات قضات با توجه به علو روح و نجابت مردم آذربایجان از ماده 44 استفاده کرده، مجازات وی را به
ده سال حبس با اعمال شاقه تخفیف داده، تا به تمام دنیا ثابت شود که مردم
آذربایجان حتی نسبت به دشنمان خود از نظر این که ایرانی هستند شفقت روا
میدارند. بگذار مرتجعین بدانند که ما خونریزی را به چشم نفرت مینگریم.
مجازات سرهنگ نوربخش نیز اعدام است، ولی با در نظر گرفتن ماده 44 ده سال
حبس با اعمال شاقه درباره وی اجراء میشود. مجازات سرگرد بهاروند با در
نظر گرفتن ماده 44 و 45 و این که جرم وی از نوع جنحه است شش ماه حبس
میباشد.»(روزنامه رهبر، شماره 701، چهارشنبه 4 اردیبهشت 1325 به نقل از
رادیو تبریز)
روزنامه
کیهان، به قلم عبدالرحمن فرامرزی، نوشت: «آنچه که محقق است این است که در
هر جای دنیا نهضتی بر ضد هیات حاکمه و وضع موجود بشود، به تهمتهای زیادی
متهم میگردند، من یقین دارم روزهائی که آذربایجانیها نهضت مشروطهخواهی
کرده بودند نیز در نزد هیات حاکمه و طرفداران وضع موجود، به همین گونه
تهمتها منسوب میگشتهاند. قیام خیابانی و میرزا کوچکخان را به خاطر
دارم که به همین نسبتها متهم بود و در دولت ملیترین اشخاص یعنی مرحوم
مشیرالدوله آنها را اشرار و متجاسرین لقب دادند ولی امروز برای آنها
گریه میکنند و لقب آزادیخواه و مجاهد به آنها میدهند.» فرامرزی، کسی
است که پس از شکست جنبش دمکراتیک آذربایجان، شدیدترین حملات را به این
جنبش و به ویژه پیشوری آغاز کرد.
بدین
ترتیب، همه اسناد و موضعگیریهای پیشهوری و دولت خودمختار محلی
آذربایجان، حاکی از آن است که آنها نه تنها مخالف جدایی آذربایجان از
ایران بودند، بلکه همواره به اتحاد و همبستگی همه کارگران و مردم محروم
سراسر ایران و بست و گسترش سیاستهای جاری در آذربایجان به همه نقاط ایران
اصرار میورزیدند. مهمتر از همه پیشهوری یک کمونیست بود و
انترناسیونالیسم پرولتری را در افق و چشمانداز خود قرار داده بود،
بنابراین، پیشهوری نمیتوانست در عین حال ناسیونالیست و خواهان جدایی
آذربایجان از ایران باشد. تلاش او و کابینهاش در جهت از بین بردن هرگونه
ستم و تبعیض و نابرابری و برقراری رابطه متقابل آزادانه و برابر و یکسان
برای همه شهروندان ساکن ایران بود.
از سوی دیگر، مقایسه کنید سیاستها و اقدامات دولت مرکزی را در همه زمینههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، عمرانی و قضایی با عملکردهای یک ساله دولت خودمختار آذربایجان؟!
زبانمان را در دهانمان
آتش زدند
´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´
اوگون کی
دلمزی
آغزمزدا
یاندردلار
O gün ki, dilimizi ağzımızda
yandırdılar!..
şəkli yükləyin


